محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

635

اكسير اعظم ( فارسى )

و ديدم اين قرحه را كه چون بدان طلا كردم و گذاشتم دوا بر آن خشك شد و خشكريشه گشت و بعد قلع آن ظاهر شد كه گويا آن را آتش سوخته است بعده بر آن موئى بعد زمانى روئيد اين قرحه نزد من دو نوع است : يكى آن‌كه ذكر او كرديم و نوع ديگر آن كه از سرهاى آن خشكريشه منقلع شود پس در بيخهاى آن قرحهء المس ظاهر شود كه آب زود از آن ترشح كند و اين نوع بسيار روى بطى الزوال است زيرا كه دوار قبول نمىكند و هر قدر كه طلا نمايند از نفس خود بر ترشح دور كند و علاج او شرط بليغ و نهادن مجمه بر آن به سركه و نوشادر است . و اگر فائده نشود بر آن زلو اندازند بعد تقديم تنقيه و لزوم پرهيز و اقتصار در غذا بر اشياى ناشفه مثل تيهو و كبك و قلبه محرقه پس اگر كفايت نكند بديگ بر ديگ يا به آتش داغ نهند علاج قروح خبيثه قانون علاج اين به قول شيخ در علاج قروح متاكله مسطور شد و در اينجا بعض ادويهء نافع آن مع ادويهء مفيد را كونتا كه آن به قول اهل هند نوعى از قروح خبيثه است كه بر پشت پاى افتد و بدشوارى علاج پذيرد مرقوم مىشود چنانچه ضماد حى العالم كبير و زراقهء آب آن در قرحه براى قروح خبيثه حاره مجرب سويدى است و كذا ذرور حجر النار براى ادمال قروح خبيثه عسر الاندمال مجرب است . و ضماد بارتنگ و كذا عصارهء لحية التيس و كذا عصارهء عصى الراعى و كذا زفت رطب و دقاق كندر و كذا به عسل مقوم اسفنج تر كرده و كذا زردهء بيضه و كذا گل ارمنى به عسل و كذا شيلم به آب ترب و كذا انجير خام به سركه و عسل پخته و كذا وسمه و كذا پوست ترب به عسل و كذا موم و اشق و زفت و كذا ترمس تلخ و كذا زهرهء نر گاو به عسل و كذا استخوان بوسيده موجود در ديوار باريك سوده به گلاب سرشته و كذا آب چقندر و كذا سماق و آب بارتنگ و كذا آب توت سياه در ظرف مسى بى قلعى به آفتاب داشته تا غليظ گردد و كذا توتياى كرمانى و كذا انزروت به عسل و كذا برگ اجاص و كذا صمغ آن و كذا ثمر زيتون سياه سوده به آبى كه در آن خولان هندى حل كرده باشند سرشته و كذا بيخ سوسن سفيد و كذا اقليمياى ذهبى و كذا آب برگ انجير و كذا زهرهء كلنگ . و ذرور بستان افروز و كذا ايرسا و كذا تنكار و كذا آرد نخود سرخ و كذا خبث الفضه و كذا ابهل و كذا پوست بيخ كبريا يا برگ او و كذا سورنجان و كذا سرطان بحرى سوخته و كذا مرمكى و كذا اصل السوس و كذا پوست درخت عناب و سفيداب مساوى و كذا اشخار و كذا قيشور سوخته و كذا شادنج و كذا راسخت و كذا سنبادج سوخته و كذا زعفران و مر و دقاق كندر و كذا زهره النحاس و كذا گل سرخ و كذا خاكستر صدف فرفير و كذا برگ نيلوفر اصفر خشك كرده و كذا سرطريخ سوخته هر واحد نافع قروح خبيثه است . ديگر حكيم على در مجربات خود مىنويسد كه قروح خبيثه را به زبان سگ ليسانيدن به غايت نافع است چند روز و بعد از آن از زبان سگ مرهم ساخته بمالند كه مجرب است و موى بال خر و موى سر زن بسوزانند و بر قروح خبيثه بپاشند و بعد از آن منقيات چرك از مراهم و غيره ماليدن نافع است و ريوند چينى را در تنقيه اوساخ و اندمال دخلى عظيم است . ديگر براى قروح خبيثه عدس سوخته به شير ميش آميخته طلا سازند . ديگر كه اكونتا و چهاجن را سود دهند و در باريك ساختن در ليمون پر كنند و شب بدارند و صباح بمالند بعد از آن‌كه درشتى اكونتا بپاچك دشتى خراشيده باشند و چوهء گندم گرماگرم ماليدن نيز نافع است و كذا ماليدن دو سه عدد كهنمل بر محل اكونتا سه چهار كرت براى اكونتا مجرب نوشته . ديگر براى اكونتا پشك بز سوخته خاكستر آن به روغن سرشف طلا كرده باشند . حب اكونتا مرداسنگ پوست هليلهء زرد كميلهء آهك آب نارسيده كات سفيد ريك يك توله نيله تهوتهه نيم توله به آب حبها سازند وقت حاجت به روغن زرد سائيده طلا نمايند . دوايى كه براى اكونتا مجرب است بهلانوه در روغن كنجد بسوزند و به چوب بمالند و قدرى نيله تهوتهه بريان كرده و خاكستر استخوان سر مرده باريك ساخته در آن آميخته طلا نمايند . ايضاً كه سائر قروح خبيثه را چون اكونتا و جز آن سود دارد و روغن كنجد يك آثار لوده سفيدى پهنكرى هر يك دو دام نيله تهوتهه نيم دام برگ نيب پاوسير جمله ادويه را كوفته قرص ساخته در روغن بسوزند و صاف كرده بدارند وقت حاجت پنبهء كهنه بدان آلوده بر نهند . ايضاً كه براى اكونتا مجرب است سپيارى چهاليه چهار عدد استخوان سر آدمى يك قطعه سه چهار انگشت هر سه را در سرگين خر جدا جدا بسوزند و باريك ساخته در نيم پاؤ روغن گاو خالص بياميزند و نيله تهوته يك ماشه كته سفيد نيم دام سوده داخل كنند و بر اكونتا بمالند اگر از هيچ دوا به نشود از اين برود . ايضاً براى اكونتا كچلهء سوخته هفت نيم درم پهنكرى سه نيم درم با روغن گاو مرهم سازند . ايضاً كه اكونتهء صعب را نافع است سپيارى سوخته زردچوب سوخته بايچى سوخته هر يك يك دام رال حنا كتهه پاپريا سهاگهء بريان ايلوه پهنكرى بريان هر يك نيم دام دال مسور سوخته سه دام فلفل گرد سوخته ربع دام يعنى سه نيم ماشه جمله باريك ساخته در روغن سرشف آميزند پس بيارند برگ دهاك و گرم كرده از طرف پشت بر اكونتا بندند صبح و بعد هشت پاس بگشايند و باز برگ دهاك بندند و بعد سه روز روغن مذكور استعمال نمايند مجرب است . ذرور تأليف والد علوى خان كه مجفف جميع قروح